ایران زیر‌ ذره‌بین رسانه‌ها؛ برنامه اسرائیل برای ایران پس از جنگ ۱۲ روزه چیست؟

در این گزارش ویدئویی، مجموعه‌ای از مهم‌ترین مطالب منتشرشده در رسانه‌ها و اندیشکده‌های بین‌المللی طی ۲۴ ساعت منتهی به نیمروز پنجشنبه ۲۸ اوت ۲۰۲۵ (۶ شهریور ۱۴۰۴) گردآوری شده است. نسخه‌ کامل‌تر این مرور را می‌توانید در متن تفصیلی زیر دنبال کنید.

۰
۱۴۰۴/۰۶/۰۶ euronews
خلاصه خبر

موسسه واشنگتن: آیا تحریم‌های تازهٔ شورای امنیت، ایران را به میز مذاکره بازمی‌گرداند؟

پاتریک کلاوسون، پژوهشگر ارشد در اندیشکده واشنگتن به بررسی پیامدهای احتمالی فعال شدن مکانیسم بازگشت خودکار تحریم‌ها علیه ایران پرداخت که خلاصه آن را می‌خوانید: «اروپا در مذاکرات اخیر ژنو بار دیگر به ایران هشدار داده که اگر تا پایان اوت راه‌حلی ارائه نکند، تحریم‌های تعلیق‌شدهٔ شورای امنیت ذیل برجام را دوباره برقرار خواهد کرد. این موضوع برای تهران اهمیت سیاسی و نمادین زیادی پیدا کرده است؛ تا جایی که مقامات ایرانی تقریباً هر روز علیه "اسنپ‌بک" موضع‌گیری می‌کنند.

این سر و صدای زیاد می‌تواند نشانهٔ آن باشد که حکومت ایران خود قصد دارد زمینه را برای کاهش همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی یا حتی خروج از معاهدهٔ منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای فراهم کند.

از نظر اقتصادی، ایران در شرایط سختی قرار دارد: کمبود برق و آب، تعطیلی ادارات و صنایع، آلودگی شدید هوا و تورم بالا. با این حال، معلوم نیست بازگشت تحریم‌های شورای امنیت ضربه‌ای سرنوشت‌ساز وارد کند، زیرا بخش اعظم تجارت ایران با چین انجام می‌شود و مشخص نیست پکن چه اندازه به این تحریم‌ها پایبند خواهد بود.

اگر فشارهای مالی و حمل‌ونقلی باعث محدودیت فروش نفت به چین شود، ایران با کسری بودجه و بحران مالی عمیق‌تری روبه‌رو خواهد شد.

از منظر سیاسی، نکتهٔ مهم این است که این بار اروپا پیشگام اعمال فشار است و آمریکا عملاً در سکوت نظاره‌گر مانده. این تصویر برای واشنگتن سودمند است، زیرا نشان می‌دهد مشکل اصلی برنامهٔ هسته‌ای و رفتار ایران است، نه اقدامات نظامی اسرائیل و آمریکا.

تجربهٔ گذشته ثابت کرده ایران تنها در برابر فشار شدید واکنش نشان می‌دهد؛ ترکیبی از تحریم‌های سنگین و تهدید به اقدام نظامی بود که در سال ۲۰۱۳ تهران را به میز مذاکره کشاند.

اکنون هم احتمال می‌رود که تکرار همان وضعیت، یعنی فشار اقتصادی همراه با نگرانی از حملات احتمالی اسرائیل یا آمریکا، حکومت ایران را دوباره به مذاکره وادارد.

در نتیجه بازگشت تحریم‌های شورای امنیت بیش از آنکه تاثیر اقتصادی فوری و تعیین‌کننده داشته باشد، ارزش سیاسی و روانی دارد. این اقدام می‌تواند ایران را منزوی‌تر کند، احساس خطر را در میان مقام‌های این کشور تقویت کند و در نهایت به ابزاری برای کشاندن تهران به گفت‌وگوهای تازه تبدیل شود.»

شبکه رهبری اروپا: گزینه‌های اسرائیل برای ایران پس از جنگ ۱۲ روزه چیست؟

اندیشکده بریتانیایی «شبکه رهبری اروپا» (European Leadership Network) تحلیلی به قلم مئیر جاودانفر، تحلیلگر ایرانی-اسرائیلی که سابقه تدریس و تحقیق در حوزه‌های سیاست‌گذاری ایران و اقتصاد سیاسی خاورمیانه را دارد، منتشر کرد که چکیده آن را می‌خوانید: «اسرائیل برنامهٔ آتی خود را بر "رصد و آماد‌گی مستمر" متمرکز خواهد کرد: نظارت بر تاسیسات هسته‌ای ایران در فردو، نطنز و اصفهان و نیز بر روند تولید موشکی.

هرگونه نشانه‌ای از بازسازی این برنامه‌ها می‌تواند اسرائیل را به حمله‌ای دیگر وادارد.

اما جنگ ۱۲ روزه با اطلاع و اجازه کامل ترامپ آغاز شد و هر حمله دیگری نیز نیازمند موافقت اوست.

نتانیاهو اکنون در موضوع جنگ غزه نیز به شدت به حمایت ترامپ متکی است، زیرا سرنوشت سیاسی او در انتخابات آینده با پیامدهای این جنگ گره خورده است. افزون بر این، اسرائیل در حال مذاکره برای تمدید توافق ۱۰ ساله اعطای کمک‌های نظامی آمریکاست که در زمان اوباما امضا شد.

هزینهٔ سنگین جنگ غزه (حداقل ۴۰ میلیارد دلار تا ماه مه) و اشغال احتمالی این منطقه که ۵۰ میلیارد دلار دیگر می‌طلبد، اهمیت حفظ رواوبط حسنه میان اسرائیل و آمریکا را دوچندان کرده است. از این رو هیچ دولتی در اسرائیل تمایلی به خشمگین کردن ترامپ ندارد.

در سوی دیگر، ایران پس از جنگ ویرانگر با اسرائیل و با توجه به بحران اقتصادی و کمبود شدید آب و برق، احتمالا از بازسازی فوری برنامه‌های موشکی و هسته‌ای خود پرهیز خواهد کرد تا بهانه‌ای به دست اسرائیل ندهد.

هم‌زمان، سه کشور اروپایی طرف برجام (فرانسه، آلمان و بریتانیا) ایران را به نقض تعهدات متهم کرده و تهدید به فعال کردن مکانیسم بازگشت خودکار تحریم‌ها تا پایان اوت کرده‌اند. چنین فشاری می‌تواند تهران را به سمت کاهش تنش و حتی بازگشت به توافق هسته‌ای سوق دهد.

در نتیجه، می‌توان احتمال داد که عملیات نظامی بزرگ دیگری از سوی اسرائیل علیه ایران انجام شود ولی با قطعیت نمی‌توان در مورد آن نظر داد.»

تایمز اسرائیل: برنامهٔ بعدی برای ایران چیست؟

وبلاگ روزنامه تایمز اسرائیل، دیدگاه ریچارد دایموند، نویسنده و پژوهشگر در حوزه فلسفه یهود، را در مورد چالش‌های پیش‌روی اسرائیل و ایران پس از این جنگ ۱۲ روزه، منتشر کرد که خلاصه آن بدین شرح است: «جنگ ۱۲ روزه، موفقیت نظامی قابل توجهی برای اسرائیل و آمریکا به ارمغان آورد. دفاع هوایی ایران آسیب دید، پایگاه‌های موشکی و زیرساخت‌های نظامی آن‌ها هدف قرار گرفت و برای لحظه‌ای اسرائیلی‌ها احساس وضوح استراتژیک کردند. با این حال، پیروزی‌ها در خاورمیانه پایدار نیستند و سؤال واقعی این است که آیا اسرائیل و آمریکا برنامه‌ای برای "روز بعد" دارند یا صرفاً از یک پیروزی موقتی خوشحال هستند.

ایران کشوری با جمعیت نزدیک به ۹۰ میلیون نفر است؛ مردم عادی بیشتر به مسائل روزمره مانند آب، برق و دارو اهمیت می‌دهند و ایران جامعه‌ای یکپارچه از متعصبین نیست. به همین دلیل، شرایط کنونی هم خطرناک و هم فرصتی است برای شکل دادن به آینده.

چهار دهه تعامل میان واشنگتن و تهران نشان داده که هر "گشایشی" پس از حوادث مهم، مانند ۱۱ سپتامبر یا مذاکرات هسته‌ای، معمولاً به تشدید تنش و تحریم منجر شده است. اگر این چرخه ادامه یابد، جنگ ۱۲ روزه تنها یک نقطه در نمودار بی‌پایان خصومت خواهد بود.

اسرائیل و آمریکا باید همزمان دو واقعیت را در نظر داشته باشند: ایران نباید اجازه پیدا کند قابلیت‌هایی را که تهدیدکننده مردم اسرائیل هستند، بازسازی کند، و هر نقض این خطوط قرمز باید هزینه فوری داشته باشد، از جمله تحریم‌های خودکار، جریمه‌های بیمه‌ای و حملات دقیق به سایت‌های بازسازی‌شده. با این حال، بازدارندگی تنها یک استراتژی نیست؛ مجازات‌های بی‌پایان نمی‌تواند ایران را از ایدئولوژی خود منصرف کند و فقط آن را سخت‌تر می‌کند.

راه واقعی این است که آرامش و ثبات، سودمندتر از درگیری شود. لذا سرمایه‌گذاری در مناطق ویژه اقتصادی در جنوب ایران با مشارکت کشورهای عربی، ایجاد بنادر تجاری، نیروگاه‌ها و زیرساخت‌های آب و برق، تأمین دارو و حمایت مالی از صنایع، می‌تواند زندگی مردم ایران را بهبود بخشد و مشروعیت را از "شهادت" به "معیشت" منتقل کند. این روش نوعی اهرم فشار است؛ با پیوند دادن تجار و تکنوکرات‌های ایرانی به تجارت و سرمایه کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، هر گونه تشدید تنش برای رهبران ایران هزینه‌بر خواهد بود. چین نیز با منافع انرژی پایدار خود، می‌تواند به محدود کردن اقدامات ایران ترغیب شود.

مطابق تجربه تاریخی، ایدئولوژی‌ها قابل تغییرند؛ همان‌طور که اتحاد جماهیر شوروی و چین مائویی وقتی بقاءشان به خطر افتاد، اهداف ایدئولوژیک خود را کنار گذاشتند، روحانیت ایران نیز می‌تواند شعارهای خود را کنار بگذارد البته اگر جایگزینش فروپاشی ملی باشد.

نقش اسرائیل در این میان این است که توانایی ضربه زدن را حفظ کند ولی هدفش شکل دادن به خاورمیانه‌ای باشد که جوانان ایران آینده خود را با رفاه خلیج فارس و نه موشک‌های حزب‌الله مرتبط ببینند.

در واقع، روز پس از جنگ آغاز شده و ایران تضعیف شده اما هنوز در وضعیتی نیست که توانش غیرقابل بازیابی باشد.

آمریکا و اسرائیل باید با ابتکار عمل عمل کنند، با مجازات خودکار تجاوز و پاداش آشکار به خویشتن‌داری، می‌توانند محاسبات تهران را تغییر دهند و مردم ایران را به فشار بر رهبران خود برای حفظ ثبات وادار کنند. در غیر این صورت، ایران ممکن است با کمک چین و روسیه برنامه هسته‌ای و موشکی خود را بازسازی کند.»

آسیا تایمز: افزایش خطر برای شاهرگ نفتی پنهان چین از ایران

امیررضا اطیسی، تحلیلگر ارشد اقتصادی و معاون مدیرعامل یک شرکت نفت و گاز مستقر در تهران، مطلبی در مورد تبعات فعالسازی مکانیسم ماشه در آسیا تایمز منتشر کرد که خلاصه آن را می‌خوانید: «ایران بزرگ‌ترین صادرکننده نفت به چین است و حدود ۹۰٪ نفت صادراتی خود را به این کشور می‌فروشد. ایران برای جذب خریداران، نفت خود را با تخفیف‌های بسیار بالا عرضه می‌کند و اغلب از "ناوگان اشباح" برای پنهان کردن منشا محموله‌ها استفاده می‌کند، به‌طوری که بخش زیادی از نفت ایرانی به‌طور رسمی تحت عنوان نفت مالزی یا عمان ثبت می‌شود.

اگر تحریم‌های شورای امنیت سازما ملل احیا شوند و صادرات نفت ایران متوقف شود، چین با شوک عرضه و افزایش شدید هزینه‌های انرژی روبه‌رو خواهد شد. این اتفاق می‌تواند هزینه واردات نفت را روزانه ۱۳ تا ۱۸ میلیون دلار افزایش دهد و سالانه ۴.۷ تا ۶.۶ میلیارد دلار به اقتصاد چین فشار وارد کند.

افزایش هزینه‌ها تورم صنعتی و مصرف‌کننده را تشدید کرده و بر تولید پتروشیمی، صنایع پلاستیک و سایر صنایع سنگین تأثیر منفی می‌گذارد. برای پالایشگاه‌های مستقل چین، وابسته به نفت ارزان ایران، چنین شوکی می‌تواند تهدیدی جدی ایجاد کند و احتمال تعطیلی و اختلال در عرضه سوخت منطقه‌ای را بالا ببرد.

چین چند گزینه محدود برای کاهش اثرات این شوک دارد: افزایش واردات از دیگر تولیدکنندگان نفت اوپک‌پلاس، استفاده از ذخایر استراتژیک بیش از ۹۰۰ میلیون بشکه‌ای و تسریع در گذار به انرژی‌های تجدیدپذیر و گاز طبیعی.

از سوی دیگر، توقف نفت ایران برای تهران فاجعه‌بار خواهد بود. چین تقریبا تنها مشتری اصلی ایران است و از دست رفتن این بازار، فشار مالی، افت ارزش پول و وابستگی بیشتر به شبکه‌های قاچاق و معاملات اضطراری را به همراه خواهد داشت. همچنین ایران از نظر استراتژیک قدرت نفوذ خود را از دست می‌دهد.

چنین قطع صادراتی، روابط سه‌گانه آمریکا، چین و ایران را بازتنظیم می‌کند. چین در مواجهه مستقیم با تحریم‌های آمریکا قرار می‌گیرد و توان دیپلماتیک خود برای حمایت از ایران را آزمایش می‌کند، در حالی که تهران نیز در صورت اولویت دادن چین به ثبات در روابط با واشنگتن، بیش از پیش منزوی خواهد شد. به بیان دیگر، خطوط حیاتی نفت ایران می‌تواند به سرعت به ابزاری ژئوپلیتیک و اهرم فشار علیه هر دو طرف تبدیل شود.»

نظرات کاربران
ارسال به صورت ناشناس
اخبار داغ
۲
۱۴۰۴/۰۶/۰۷ khabaronline
۲
۱۴۰۴/۰۶/۰۷ etelaat
۱
۱۴۰۴/۰۶/۰۷ khabaronline
۱
۱۴۰۴/۰۶/۰۷ etelaat
۱
۱۴۰۴/۰۶/۰۷ varzesh3
۱
۱۴۰۴/۰۶/۰۷ varzesh3
۱
۱۴۰۴/۰۶/۰۷ fars
۱
۱۴۰۴/۰۶/۰۷ etelaat
۱
۱۴۰۴/۰۶/۰۷ varzesh3
۱
۱۴۰۴/۰۶/۰۷ varzesh3