جاناتان اسپایر، روزنامهنگار و تحلیلگر مسائل خاورمیانه در این نوشته تلاش میکند تا با روایت حملات موشکی و پهپادی انصارالله یمن (حوثیها) به اسرائیل، استراتژی منطقهای ایران را پس از حمله اسرائیل بررسی کند.
به فیسبوک یورونیوز فارسی بپیوندید
آژیرها در بالای بیتالمقدس حدود ساعت ۵ صبح به صدا درآمدند. یک موشک بالستیک حوثی در مسیر دشت ساحلی در راه بود و مردم به سمت پناهگاه میرفتند. این اتفاق حالا به یک رویداد عادی تبدیل شده است و دیگر کسی چندان سروصدا نمیکند. برای بیشتر اسرائیلیها، در بیشتر ۷۰ سال گذشته، یمن کشوری دورافتاده بود. آنچه از یمن میدانستند، محدود به چند غذا و عناصر فولکلور بود که جامعه یهودیان این کشور همراه خود به اسرائیل آورده بودند. اما حالا یمن به یک مهمان ناخوانده و عجیب شبانه بدل شده که هرازگاهی جنگافزارهای مرگبار به سوی مراکز جمعیتی اسرائیل پرتاب میکند.
«تضعیف ایران به جز در سوریه چندان قطعی نیست»
این موشک هم مانند اکثریت قریب به اتفاق پیشینیانش، به سرعت رهگیری و سرنگون شد. دولت انصارالله در صنعا نمیتواند با دولت یهودی چه در حمله و چه در دفاع برابری کند. با این حال، در آن معدود دفعاتی که حوثیها موفق به نفوذ شدهاند، نتایج قابل چشمپوشی نبوده است. آنها در ماه مه موفق شدند فرودگاه بنگوریون را برای چند روز تعطیل کنند، وقتی یکی از موشکهایشان نزدیک ترمینال اصلی فرود آمد. و در ماه ژوئیه، زمانی که یک پهپاد حوثی بر فراز آسمان شهر نفوذ کرد و در خیابانی شلوغ منفجر شد، یک غیرنظامی در تلآویو کشته شد.
پاسخ اسرائیل به تجاوزهای حوثیها سریع و سنگین بوده است. خسارات گستردهای به بندرهای الحدیده و الصلیف، فرودگاه صنعا، پایانه نفتی رأس عیسی و دیگر اهداف زیرساختی وارد شده است. وزیر دفاع یمن، محسن الداعری، چند هفته پیش به «تأثیر عظیم» حملات متقابل اسرائیل اشاره کرد و فرودگاه الصلیف و الحدیده را «ریههایی» توصیف کرد که حوثیها از طریق آن نفس میکشند.
اما با وجود اذعان به پاسخ اسرائیل، باید توجه داشت که اگرچه ریههای حوثیها آسیب دیدهاند، آنها آشکارا همچنان نفس میکشند. توانایی مداومشان در شلیک گهگاهی موشک به سوی اسرائیل، همزمان با کارزار بسیار مهمتر و مستمر آنها در ارعاب کشتیرانی در مسیر خلیج عدن–دریای سرخ است. در دو ماه گذشته، آنها دو کشتی با پرچم لیبریا و مالکیت یونانی را غرق کردهاند. تردد در این منطقه همچنان ۸۵ درصد کمتر از دوره پیش از اکتبر ۲۰۲۳ است.
جاناتان اسپایر مینویسد که جنگجویان شورای انتقالی جنوب سازمانیافته، باانگیزه و قادر به حفظ خطوط دفاعیاند. اما در زمینه تسلیحات و بهویژه در حوزه حیاتی پهپادها، جنگجویان حوثیِ تأمینشده از سوی ایران برتری آشکار دارند.
روایت شکست منطقهای ایران در منطقه چقدر صحت دارد
در اسرائیل و در غرب روایتی شکل گرفته مبنی بر اینکه کارزار موفق اسرائیل و آمریکا علیه ایران در ماه ژوئن، همراه با درهمشکستن حزبالله در سال ۲۰۲۴ توسط اسرائیل، عملاً به جاهطلبیهای منطقهای تهران پایان داده و اتحاد منطقهای تحت رهبری ایران را شکسته است. حتی ابداع اصطلاح «جنگ دوازدهروزه» برای توصیف نبرد ژوئن آشکارا برای یادآوری جنگ ششروزه ۱۹۶۷ اسرائیل است، زمانی که دولت یهود ارتشهای مصر، سوریه و اردن را شکست داد. پیروزی ۱۹۶۷ پیشروی ناسیونالیسم عربی را متوقف کرد. جنگ ۲۰۲۵ علیه ایران، به طور ضمنی، قرار است چیزی مشابه را در قبال بلوک اسلامگرای منطقهای تهران محقق کرده باشد.
دستاوردهای آمریکا و اسرائیل علیه ایران و نیروهای نیابتیاش در لبنان، یمن و جاهای دیگر بدون تردید چشمگیر بود و برتری گسترده متعارف آنها را نشان داد. اما دلایلی وجود دارد که باید از سرخوشی کاست و با دقت به مسیر کنونی رویدادها نگریست. این موضوع به این خاطر اهمیت دارد که اگر توجه نشود که ایران و متحدانش پس از ژوئن ۲۰۲۵ چگونه در حال سازماندهی دوباره هستند، خطر آن وجود دارد که بتوانند تجدید قوا کنند، بازسازی شوند و بازگردند.
از میان شکستها و عقبنشینیهایی که ایران در طول ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ متحمل شد، تنها یک مورد تقریباً به طور قطع غیرقابل بازگشت است: سقوط رژیم اسد در سوریه. سرنگونی اسد، سوریه را از محور ایران خارج کرده و آن را به صحنه رقابت میان اسرائیل، ترکیه و کشورهای خلیج بدل کرده است.
اما در جاهای دیگر، تلفات ایران بههیچوجه قطعی و نهایی نیست. در یمن، همانطور که دیدیم، متحدان حوثی ایران هنوز ضربه قاطعی نخوردهاند. آنها موفق شدهاند عملاً یک مسیر حیاتی تجاری دریایی را به روی همه ببندند مگر کسانی که خود اجازه عبور میدهند. غرب و کشورهای خلیج در حال حاضر در تجهیز نیروهای نیابتیشان برای کسب توان تهاجمی علیه حوثیها فعال نیستند. مگر و تا زمانی که این امر رخ دهد، سرمایهگذاری ایران در یمن همچنان بازده خواهد داشت.
ایجاد نسخه عراقی سپاه پاسداران ایران
در عراق، که عمدتاً از سوی رسانههای غربی نادیده گرفته میشود، شبهنظامیان شیعه مورد حمایت ایران همچنان نیروی سیاسی و نظامی غالب کشورند و ۲۳۸ هزار جنگجو در اختیار دارند. آنها محتاطانه و به نظر میرسد به توصیه ایران، عمدتاً از ورود به جنگ دو سال اخیر خودداری کردند. اما ائتلاف حاکم کنونی به رهبری محمد شیاع السودانی، نخستوزیر بر حمایت این شبهنظامیان در قالب سیاسیشان، یعنی «چارچوب هماهنگی»، استوار است.
ائتلاف حاکم در حال پیشبرد قانونی است که وضعیت شبهنظامیان را بهعنوان یک ساختار نظامی مستقل و موازی دائمی میکند. در بغداد در سال ۲۰۱۵، یکی از فرماندهان شبهنظامیان طرفدار ایران گفت که هدف ایجاد شبهنظامیان ایجاد نسخه عراقی سپاه پاسداران در ایران است. قانون کنونی گام بلندی در جهت تحقق این هدف خواهد بود.
لبنان و امتناع حزبالله از خلع سلاح
در لبنان نیز، با وجود تضعیف شدید حزبالله به دست اسرائیل، این سازمان قاطعانه درخواستها برای خلع سلاح را رد میکند. دولت نخستوزیر نواف سلام آشکار کرده است که قصد ندارد برای واداشتن این جنبش به خلع سلاح از زور استفاده کند. با توجه به نفوذ حزبالله در نهادهای دولتی، از جمله نیروهای مسلح لبنان، روشن نیست که حتی اگر دولت بخواهد، قادر به بهکارگیری اقدامات قهری باشد. هراس مداوم لبنانیها از جنگ داخلی نیز در اینجا نقش دارد. تنها کارزار مداوم اسرائیل برای جلوگیری از بازسازی نیروهای حزبالله است که احتمالاً مؤثر خواهد بود.
جمعبندی
به طور کلی، این تصویر نشان میدهد که ایران در ۱۸ ماه گذشته شکستهای سنگینی در چندین جبهه مهم متحمل شده است. اما در هیچیک از آنها، جز احتمالاً در سوریه، به کلی از صحنه خارج نشده است. گزارشهایی که از حذف ایران سخن میگویند، بسیار اغراقآمیز بوده است.