این روزها نام ابنسینا بیشازپیش در شبکههای اجتماعی و رسانههای رسمی تکرار میشود؛ از جنجال حذف عنوان «بلخی» از نام این دانشمند در سفارت جمهوری اسلامی در افغانستان، تا خبر انتشار اسکناسهای ۲۰۰ سامانی با تصویری از او در تاجیکستان. در ایران نیز نخستین روز شهریور به پاس میراث علمی ابوعلیسینا «روز پزشک» نامگذاری شده است.
بهتازگی برخی رسانههای فارسیزبان خبر دادهاند که بهزودی در تاجیکستان اسکناسهای ۲۰۰ سامانی با تصویر ابنسینا منتشر خواهد شد. پیشتر نیز چهره این دانشمند بر اسکناسهای ۲۰ سامانی چاپ میشد، اما این بار به دستور امامعلی رحمان، رئیسجمهوری تاجیکستان، قرار است تصویر او روی اسکناسهای ۲۰۰ سامانی نیز نقش ببندد.
رئیسجمهوری تاجیکستان که به فرهنگ، هنر و علم توجه ویژهای دارد، در سالهای اخیر برای مقابله با جریانهای افراطی و اسلامگرایان تندرو سیاستی متفاوت در پیش گرفته است و میکوشد مردم را با سلاح فرهنگ، دانش و هنر توانمند کند تا از گسترش افراطگرایی جلوگیری شود. در همین راستا، بهتازگی توزیع شاهنامه فردوسی میان خانوادههای تاجیک هم آغاز شده است.
هم فردوسی و هم ابنسینا در فرهنگ و ادبیات سرزمین پارس با عنوان «حکیم» شناخته میشوند. در ادبیات عامه ایران، «حکیم» بیشتر به کسی اطلاق میشود که طبابت میکند. البته ابنسینا این تخصص را هم داشت، اما مفهوم حکمت در فرهنگ، زبان و ادبیات فارسی، فراتر از پزشکی است.
حکمت نهتنها دانشی نظری بلکه علمی است که انسان را به سوی راستی، درستی و زندگی سعادتمندانه هدایت میکند. این معنا با مفاهیمی چون فرزانگی و خردورزی پیوندی عمیق دارد.
در شاهنامه، فردوسی حکمت را ابزاری برای تشخیص خیر از شر و دستیابی به سعادت میداند و در اندیشه ابنسینا، حکیم کسی است که با شناخت حقیقت وجود و موجودات، به کمال نفسانی دست پیدا میکند. او حکمت را به دو شاخه اصلی حکمت نظری و حکمت عملی تقسیم میکند که حکمت نظری بر پایه شناخت حقایق هستی و موجوداتی است که وجودشان مستقل از اراده انسان است و حکمت عملی بر پایه خردورزی انسان برای رسیدن به سعادت شکل میگیرد.
ابنسینا این دو شاخه را از یکدیگر جدا نمیداند، بلکه باور دارد حکمت حقیقی در تلفیق دانش نظری و عمل نیک معنا پیدا میکند. از این منظر، حکیم کسی است که هم به اسرار عالم هستی آگاه است و هم در زندگی فردی و اجتماعی خود، بر اساس اخلاق و تدبیر رفتار میکند.
حالا پس از گذشت قرنها ما فردوسی، ابن سینا و دیگر نامآوران فرهنگ، دانش و ادبیات فارسی را «حکیم» میدانیم. فردوسی به این سبب حکیم بود که ضمن احیای زبان و فرهنگ ایرانی در شاهنامه، حکمت ایران باستان را هم با آموزههای اخلاقی و انسانی در هم آمیخت. به همین دلیل شاهنامه او تنها مجموعه داستانهایی حماسی نیست، بلکه مجموعهای از پندها، نصایح و الگوهای رفتاری انسانی است که قهرمانان آن همچون رستم و کیخسرو، نماد فرزانگی و عدالتاند.
ابن سینا نیز به این دلیل حکیم است و به «شیخالرئیس» شهرت دارد که با تالیف آثار متعددی از جمله چون «شفا»، «اشارات» و «قانون»، به بررسی علوم مادی، متافیزیک، روانشناسی و دیگر علوم پرداخت و راهی نوین در تفکر فلسفی پس از اسلام گشود و حکمت را از سطح کلامی به سطح عقلانی و علمی ارتقا داد.
زندگینامه ابنسینا
ابوعلی حسین بن عبدالله ابن سینا متولد سال۳۷۰ هجری قمری، فیلسوف، پزشک، دانشمند و سیاستمدار ایرانی است که در تاریخ اندیشه و علم، هم در جهان اسلام و هم در اروپا جایگاهی بیهمتا دارد. او را «جامعالاطراف» نامیدهاند، زیرا در حوزههای گوناگونی چون پزشکی، فلسفه، منطق، ریاضیات، نجوم، فیزیک، شیمی، موسیقی و حتی سیاست صاحبنظر و اثرگذار بود.
ابنسینا در روستای افشنه بلخ، نزدیک بخارا، به دنیا آمد. پدرش عبدالله، کارمند دیوانی دولت سامانی بود و او در خانوادهای تحت تاثیر فضای علمی و سیاسی آن روزگار پرورش یافت. نبوغ خارقالعاده ابن سینا از کودکی آشکار شد. بهگونهای که در نوجوانی از آموزگاران خود هم پیشی گرفت. او منطق را نزد ابوعبدالله ناتلی فرا گرفت و سپس با مطالعات شخصی، در فلسفه و پزشکی سرآمد زمانه شد. در ۱۸ سالگی توانست امیر نوح سامانی را درمان کند و در پاداش این خدمت، به کتابخانه سلطنتی سامانیان راه یافت؛ فرصتی که به او امکان داد بر بیشتر علوم عصر خود تسلط یابد.
پس از فروپاشی دولت سامانی، ابنسینا که نمیخواست به دربار محمود غزنوی برود، ناگزیر میان دستگاههای سیاسی مختلف جابهجا شد. او مدتی در دربار آلزیار در گرگان بود و سپس در کنار حاکمان آلبویه در ری و همدان قرار گرفت.
در همدان، در دستگاه شمسالدوله دیلمی، حاکم آلبویه، به مقام وزارت رسید. اما این مقام برای او بیشتر دردسر بود تا فرصت. اختلاف نظر با درباریان و بدگمانی حاکم باعث شد که پس از مرگ شمسالدوله، جانشین او، سماءالدوله، به ابنسینا ظنین شود. مخالفانش در دربار هم شایعه کردند که او با علاءالدوله، حاکم اصفهان، مکاتبه میکند و قصد خیانت دارد. همین بهانه کافی بود تا ابنسینا را در قلعهای در نزدیکی همدان زندانی کنند.
چهار ماه زندان برای بسیاری به معنای خاموشی و پایان کار است، اما برای ابنسینا فرصتی تازه شد. او در زندان هم دست از اندیشیدن و نوشتن برنداشت و سه کتاب به رشته تحریر درآورد. سرانجام نیز با لباس مبدل از زندان گریخت و به اصفهان رفت.
ابن سینا سالهای پایانی عمر خود را کنار علاءالدوله در اصفهان گذراند و در همین دوران کتاب بزرگ شفا را تکمیل کرد. او بعدها به همدان بازگشت و سرانجام در سال ۴۲۸ هجری قمری همانجا درگذشت و به خاک سپرده شد؛ آرامگاهش در مرکز شهر همدان امروز یکی از نمادهای فرهنگی ایران است.
طرح آرامگاه ابن سینا را هوشنگ سیحون با الهام از سبک معماری دورهای که ابنسینا میزیست طراحی کرد. او شکل کلی آرامگاه را از برج گنبد قابوس، قدیمیترین بنای تاریخدار اسلامی در گنبدکاووس، اقتباس کرد. علاوه بر آن، باغچهها با الهام از باغهای ایرانی و آبنماها برای یادآوری حوضخانههای سنتی طراحی شدند. نمای سنگی با سنگهای خارا و گرانیت کوهستان الوند هم تداعیکننده شکوه کاخهای باستانی ایران است.
این بنا همچنین سرشار از نمادپردازی است. ۱۰ ستون ایوان نشانه ۱۰ قرن پس از بوعلی است، چرا که آرامگاه به مناسبت هزارمین سالگرد او ساخته شد. ۱۲ ستون برج نیز نماد ۱۲ دانشیاند که ابنسینا در زمان خود بر آنها تسلط داشت. ساخت آرامگاه جدید در سال ۱۳۳۳ خورشیدی، همزمان با بزرگداشت هزاره ابنسینا، به پایان رسید.
میراث ابن سینا
میراث علمی ابوعلی سینا گسترده و شگفتانگیز است؛ بیش از ۴۵۰ کتاب و رساله که مهمترین آنها قانون در طب و شفا در فلسفه است. قانون بهمدت چند قرن کتاب درسی پزشکی در دانشگاههای اروپا بود و شفا اثری جامع در فلسفه و علوم نظری به شمار میآید. افزون بر این، ابنسینا در منطق، نوآوریهایی چون «قیاس شرطی» و «موجهات زمانی» را مطرح کرد و در فلسفه کوشید میان آموزههای ارسطویی و تعالیم دینی، سازگاری ایجاد کند.
نفوذ او تنها به جهان اسلام محدود نماند؛ آثارش به زبانهای دیگر نیز ترجمه شد و بر متفکرانی چون توماس آکویناس، دکارت و فیلسوفان قرون وسطی تاثیر عمیق گذاشت. به همین سبب، ابنسینا را پلی میان فلسفه یونان و تفکر مدرن اروپایی دانستهاند. یونسکو نیز جایزهای به نام او در حوزه فلسفه و اخلاق بنیان گذاشته است. در ایران، زادروز او یکم شهریور «روز پزشک» نام گرفته و نام و یادش همچنان بهعنوان نماد خرد، دانش و حکمت در ایران زنده است.
دانشمندی برخاسته از ایران
هنگامی که ابوعلی سینا به دنیا آمد، بلخ و قلمرو سامانیان بخشی از سرزمین پارس بود، اما امروز بلخ در افغانستان قرار دارد و حوزه حکمرانی سامانیان جزوی از تاجیکستان بهشمار میآید. از همین رو هر یک از این کشورها این دانشمند را از آن خود میدانند و حتی ترکیه نیز به مصادره نام او تمایل دارد تا همچون مولوی، ابنسینا را نیز دانشمندی ترک معرفی کند. با این حال حقیقت آن است که ابنسینا در «ایران فرهنگی» زاده شد و در طول عمرش در همین گستره بسیار سفر کرد و در شهرهای گوناگون آن، از گرگان و اصفهان گرفته تا همدان که آخرین منزلگاهش بود، اقامت داشت.
این نکته را هم نباید فراموش کرد که میراث این حکیم و دانشمند جامعالاطراف ایرانی، نه به یک ملت خاص، بلکه به تاریخ علم و فرهنگ بشر تعلق دارد. میراثی که بهخصوص در زندگی و امور اجتماعی و سیاسی مردم ایران نمود عینی یافته است.
ابن سینا زمانی در نوجوانی اجازه یافت به کتابخانه دربار امیرنوح سامانی راه پیدا کند و این دستیابی به اطلاعات آزاد، زمینهساز دانشاندوزی و پرورش او شد، اما سالها پس از آن، در همدان، زمانی که وزارت را پذیرفت اما حاضر نشد تسلیم خواستهای غیرعقلانی حاکم شود، به خیانت متهم شد و به زندان افتاد. زندگی سراسر فرازونشیب ابن سینا، سفرهایش، اتهامهایی که به او وارد کردند، فرار از زندان و تمام دردسرهایی که برایش درست کردند، گواه روشنی است بر اینکه زندگی یک دانشمند با وجود جهل در جامعه و قدرت سیاسی تمامیتخواه و متوهم، چه سرنوشت پرمخاطرهای دارد. رویهای که همین امروز هم نشانههای آن با فرار فزاینده نخبگان و دانشمندان از ایران به دلیل آزارهای سیاسی و سرکوب و خفقان حاکمیت قابلمشاهده است.