«مامان، من هم مثل خواهرم می‌میرم؟»؛ دختربچه‌ای در غزه که می‌ترسد به سرنوشت خواهرش دچار شود

بچه‌ای قابلمه را روی سرش گذاشته و اندوهگین نگاه می‌کند

منبع تصویر، EPA/Shutterstock by Mohammed Saber

توضیح تصویر، دختربچه‌ای از شهر غزه
    • نویسنده, مروه جمال
    • شغل, روزنامه الشرق الاوسط

«مامان، جوری کجاست؟ مامان برو جوری را برگردان». جنا خواهر کوچکش جوری را که بر اثر گرسنگی در غزه جان باخت، فراموش نکرده است. او با ترس از مادر می‌پرسد: «مامان، آیا من هم مثل جوری می‌میرم؟»

مادر جَنا عیاد می‌گوید: «دخترم میان مرگ و زندگی دست و پا می‌زند و وضعیتش بسیار وخیم است. آرزو دارم بتواند برای درمان به خارج برود و مانند سایر کودکان زندگی عادی داشته باشد».

این مادر، که پیش‌تر دختر یک‌ونیم‌ ساله‌اش جوری را «به دلیل گرسنگی» و پیامدهای شدید ناشی از آن از دست داده، می‌گوید: «دیگر تاب از دست دادن دختر دومم را ندارم.»

نوار غزه در پی جنگی که از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شده و هنوز ادامه دارد، با قحطی و گرسنگی گسترده‌ای دست و پنجه نرم می‌کند.

اسرائیل محاصره شدید بر غزه را از دوم مارس سخت‌تر کرده و با جلوگیری از ورود هر نوع کمک یا کالای تجاری، بحرانی انسانی را به وجود آورده است.

در اواخر ماه مه، اسرائیل اجازه داد مقدار محدودی مواد غذایی وارد غزه شود و توزیع آن‌ها را بر عهده «بنیاد بشردوستانه غزه» با حمایت ایالات متحده گذاشت. اما سازمان ملل و بسیاری از نهادهای امدادی از همکاری با این طرح خودداری کردند، زیرا آن را مغایر با اصول بشردوستانه دانسته و تأکید کردند که اسرائیل «از کمک‌ها به‌عنوان سلاح استفاده می‌کند».

«این قحطی به شکل هولناکی واقعی است»

مادر جَنا عیاد در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی می‌گوید: «قحطی در غزه به شکل هولناکی واقعی است. من شغلی ندارم و مسئولیت فرزندانم تنها بر عهده من است، زیرا پدرشان پیش از آغاز جنگ همراه پدر خود برای درمان به مصر رفته و از آن زمان تاکنون هیچ خبری از او نداریم.»

مادر با درماندگی می‌پرسد: «چگونه می‌توانم از عهده قیمت‌های سرسام‌آور ساده‌ترین مایحتاج بر آیم و غذای فرزندانم را تأمین کنم؟»

مادر جَنا بیشتر به تکیه‌ها (موسسات خیریه) وابسته است و می‌گوید: «اگر غذایی از تکیه نرسد، ما چیزی برای خوردن نداریم و در بهترین حالت تنها می‌توانم تکه‌ای نان با دُقه ـ خوراک محلی غزه شامل چند نوع ادویه و گیاهان خشک ـ یا یک ظرف عدس برای فرزندانم فراهم کنم.»

او با یادآوری دوران پیش از جنگ می‌گوید: «جَنا در آن زمان در سلامت کامل بود، اما به دلیل سوء‌تغذیه، وضعیت سلامتش به‌شدت رو به وخامت رفت و آن‌قدر لاغر شد که به اسکلتی نحیف تبدیل شد.»

این روند به «عوارض خطرناک پزشکی» انجامید و مادر ناچار شد جَنا را به بیمارستان منتقل کند. پزشکان در آنجا هشدار دادند که او در «وضعیتی بسیار بحرانی» قرار دارد و نیازمند امکانات درمانی‌ است که در نوار غزه در دسترس نیست.

مرغ و ماهی … آرزوی جَنا

مادر جَنا بار دیگر بغضش را فرو می‌خورد تا ادامه دهد و از دختر از دست رفته‌اش بگوید: «جوری وقتی از دنیا رفت یک‌ سال و نیم داشت و بسیار به جَنا وابسته بود. آن‌ها همیشه با هم بازی می‌کردند و ناگهان جوری از زندگی جَنا محو شد.»

به گفته مادر، مرگ جوری «تأثیر عمیقی بر وضعیت روحی جَنا گذاشته است؛ او مدام عکس‌های مشترکشان را نگاه می‌کند و سپس با ترس می‌پرسد آیا به سرنوشت خواهرش دچار خواهد شد؟»

«او دیگر نمی‌تواند راه برود و همیشه به پشت دراز کشیده است. حتی کوچک‌ترین حرکت برایش دشوار است، شکمش به‌شدت متورم شده و گرسنگی بر بینایی و توان حرکتی‌اش تأثیر گذاشته است. پزشکان می‌گویند وضعیت او بسیار بحرانی است.»

جَنا آرزو دارد زنده بماند تا دوباره پدرش را ببیند و در آغوشش بگیرد و مرغ و ماهی بخورد. او خواسته‌هایی دارد که با وجود سادگی، مادرش توان برآورده کردنشان را ندارد. مادر می‌پرسد: «آیا هیچ مادری می‌تواند حتی یک ساعت آنچه را که من هر روز تحمل می‌کنم، تاب بیاورد؟»

به گزارش مقامات بهداشتی فلسطینی، تاکنون ۲۶۶ تن از مردم غزه به دلیل «قحطی و سوء‌تغذیه» در جنگ جان خود را از دست داده‌اند.

«نگاه غم‌بار»

برای توضیح جزئیات ساعات پایانی زندگی کودکانی که از گرسنگی می‌میرند، دکتر احمد الفرا، رئیس بخش کودکان در مجتمع پزشکی ناصر در غزه می‌گوید: «بدن شروع به خوردن خودش می‌کند و نخست از بافت چربی زیر پوست تغذیه می‌کند.»

پس از مصرف کامل بافت چربی زیر پوست، بدن به سراغ عضلات می‌رود و دیگر از بدن کودک بیمار چیزی جز پوست و استخوان باقی نمی‌ماند. به گفته دکتر الفرا، در این مرحله کودکان شبیه اسکلت می‌شوند و بدن وارد مرحله‌ای از کم‌آبی شدید می‌گردد.

چشم‌های کودک به درون فرو می‌رود و نگاهش به آنچه پزشکان «نگاه غم‌بار» یا «چهره رنج» می‌نامند، تبدیل می‌شود؛ سیمایی که بازتابی از اندوه و رنج شدید است.

او توضیح می‌دهد: «کودک به علت کمبود آنزیم‌های لوزالمعده اسهال می‌گیرد، دمای بدن و فشار خون و ضربان قلبش کاهش می‌یابد و بدن به حالتی شبیه خاموشی و سکون فرو می‌رود.»

در این وضعیت، ایمنی بدن به حداقل می‌رسد؛ شکم به‌شدت متورم می‌شود، تعادل املاح خون بر هم می‌خورد، ضربان قلب به‌شدت کند می‌شود و به علت ضعف سیستم ایمنی، حتمال بروز عفونت باکتریایی در خون وجود دارد.

به گفته این پزشک، پس از عبور بدن از این مراحل، کودک به کما فرو می‌رود تا بدن اندک انرژی باقیمانده را به مغز برساند. اگر در این زمان درمانی فوری انجام نشود، قلب برای همیشه از تپش بازمی‌ایستد.

سازمان عفو بین‌الملل اسرائیل را متهم کرده است که در غزه سیاست «عامدانه» گرسنگی دادن را دنبال می‌کند.

عفو بین‌الملل در آوریل اسرائیل را به «نسل‌کشی علنی با پخش زنده در برابر چشم جهانیان» در غزه متهم کرده بود؛ اما وزارت خارجه اسرائیل این اتهام‌ها را «دروغین و کاملاً بی‌پایه» توصیف کرد.

در ۱۲ اوت، نهاد «کوگات» وابسته به وزارت دفاع اسرائیل و متولی امور مدنی در سرزمین‌های فلسطینی، وجود هرگونه نشانه‌ای از سوء‌تغذیه گسترده در غزه را انکار کرد.

یک کودک فلسطینی به شدت دچار سوء‌تغذیه و نحیف در دستان یک مرد

منبع تصویر، Reuters

توضیح تصویر، زینب ابوحلیب، دختر بچه فلسطینی که بر اثر سوء‌تغذیه در بیمارستان ناصر در خان‌یونس، واقع در جنوب نوار غزه، جان باخت

دکتر الفرا ماجرای دختربچه‌ای به نام زینب ابوحلیب را هرگز فراموش نمی‌کند. او می‌گوید: «زینب زیبا و سالم به دنیا آمد و هیچ مشکلی نداشت، اما مادرش به‌دلیل سوء‌تغذیه شدید قادر به شیردهی نبود و ناچار شد از شیرخشک استفاده کند. روده‌های زینب به شیرخشک واکنش نشان داد و او به آنچه «حساسیت به شیر گاوی» نامیده می‌شود، مبتلا شد.»

زینب دچار اسهال و استفراغ شد و به سرعت به مرحله سوءتغذیه شدید رسید. بعد از آن، لخته خونی در بدنش تشکیل شد که با آنتی‌بیوتیک درمان شد. اما پس از این درمان، بدن او به شدت ضعیف شد و دیگر نمی‌توانست حرکت کند. شکمش ورم کرد و عضلات و بافت چربی بدنش تحلیل رفتند که در نهایت منجر به مرگ او شد.

دکتر الفرا در پایان صحبت‌هایش با بی‌بی‌سی درباره این کودک گفت: «حتی هیئت‌های بین‌المللی وقتی آمدند و این وضعیت را دیدند، از آنچه در برابر چشمشان بود به‌شدت شوکه شدند.»